باغ فین کاشان

باغ فین کاشان

 باغ فین کاشان

 باغ فین زیباست.

محزون است ولی زیباست.

هر از چند گاهی باید در امتداد آب های فیروزه و درختان سرفرازش، شانه به شانۀ اتابک اعظم و عزت الدوله خانم قدم زد؛ حال و روزگارشان را از نو پرسید. از چهل روز تبعیدشان که چگونه گذشت. از ایرانی که در باغ دلگشای فین دلتنگش بودند، که چگونه باید می بود و نبود. از آرزوهای بلندپروازانه امیر، که چگونه با خون سودایی اش روانۀ صحن گرمخانۀ حمام فین شدند.

***

امیرکبیرعین چهل روز را، از اتاق های تو در توی شاه نشین کریمخانی، کلافه بیرون زده و در کوچه های سبز و فیروزه ای باغ فین راه رفته و راه رفته و راه رفته و آن آرزوها را مرور کرده، با عزت الدوله خانم گفتگو کرده، با دخترهایش همبازی شده. کنار چشمه باغ نشسته و چند نسخه روزنامه «وقایع اتفاقیه» را که از تهران آورده بیحوصله ورق زده، از سیل عربستان  و اغتشاش پایتخت یونان، از کارخانه چینی سازی پاریس که در فرنگستان لنگه ندارد؛ تا بحث داغ کشیش پروتستان که حق دارد و آزاد است مردم را مثل اکثریت کاتولیک در یونان به کیش خود دعوت کند یا باید راهی زندان شود، تا تشریف فرمایی اعلیحضرت همایونی به دروازه دولت بجهت تیراندازی توپ که متعلمین دارالفنون نیز در آن مراسم تیر در کرده اند و کارخانه مردنگی و تنگ و غلیان بلور در دارالخلافه تهران و قیمت شاهنامه و تخم مرغ و زغال خوب.

 کنار چشمه جوشان سلیمانیه زیر سایه سروها دخترهایش را نشانده و برایشان بلند خوانده که :

 در بعضی شهرهای فرنگستان نمونه نباتات کل روی زمین را که به دستشان می افتد در عمارتی معین نگاه می دارند. در شهر … از این قسم نباتات می فروشند. صد و چهل جلد کتاب است که در میان اوراق کتاب این نباتات را خشک کرده و نگاه داشته اند و در هر کتاب صد قسم یا صد و بیست قسم گیاه است و هر جلدی قیمت علاحده دارد اما همه را به هفت هزار تومان می خواهند بفروشند و این نباتات را هم بجهت اطباء و صباغان و اشخاص دیگر که به کارشان می خورد نگاه می دارند و هم بجهت کشف علم نباتات.

و باز کلافه راه افتاده در کوچه های مصفای باغ، بوف های فین هم هی با قدم برداشتن او، سرشان را این سو و آن سوی باغ چرخانده اند و چرخانده اند. آن روز آخر هم چشم از او بر نمی داشته اند، از صبح هی اوستا می خوانده اند تا شیاطین را برانند ولی زورشان نمی رسد و آنها راهی حمام می شوند. نواده های همان بوف ها هنوز که هنوز است هراسان حوالی حمام فین بال بال می زنند. شیاطین امیر کُش، پروردۀ فرهنگ نیاکان ما بودند؛ کاش نوادگانشان -کم از نوادگان بوف های فین نیستند- به قول بیهقی: تجربت تاریخ بیاموزند و کارهای گران دوباره به خردان نسپارند و بزرگان نکشند و روزگار مهمل نگذارند.

باغ فین زیباست.

محزون است ولی زیباست.

در آخر:  امیر کبیر -صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار – و همسرش عزت الدوله خانم و فرزندانشان حدود چهل روز در باغ فین کاشان در حبس بوده اند و امیرکبیر را با فرمان همایونی در در حمام همین باغ به قتل می رسانند. درباره اقدامات امیر در راستای آزادی و قانون و امنیت اجتماعی، دانش آموزش و وسایل ارتباط جمعی و تأسیس دارالفنون،  بهبودی وضع اقتصاد و بازرگانی و وضع دستگاه اداری، سر و سامان دادن ارتش و سیاست خارجی و مذهبی و همچنین تاریخ آن دوره، بسیار نوشته اند و نخوانده ایم؛ این پست فقط یاد کوچکی ست از مردی بزرگ و دعوت کردن علاقمندان به باغ فین ولی حیف است از روزنامه «وقایع اتفاقیه» بیشتر گفته نشود:

“از نخستین روزنامه فارسی نسخه ای در دست نیست و غیرمستقیم از وجود آن اطلاع یافته ایم اما در سال سوم سلطنت ناصرالدین شاه، به دستور میرزا تقی خان امیرکبیر و تحت نظر خودش روزنامه «وقایع اتفاقیه» در تهران دایر می شود که تا ده سال نیز بطور مرتب به همین نام طبع و نشر می شده است.  نخستین شماره اش روز جمعه ۵ ربیع الثانی ۱۲۶۷ه.ق. منتشر گردیده، هفته ای یک بار در چهار تا هشت صفحه با چاپ سنگی پخش و در آن علاوه بر اخبار ایران و خارجه و آگهی ها و نرخ امتعه و اجناس، مقالات سودمند علمی درج می شده است. پس از امیر رفته رفته مشی روزنامه تغییر می کند و اخبار شکار شاهانه و دید و بازدیدهای او از مؤسسات و اشخاص درباری و اعطای القاب و عناوین حجم بیشتری از روزنامه را اشغال می کنند”. (از جلد اول کتاب از صبا تا نیما تاریخ ۱۵۰ سال ادب فارسی، نوشته یحیی آرین پور)  بندی که در متن آمده  و بطور ویژه برای دانشنامه گل و گیاه انتخاب شده است، خبر مختصری است که در نمرۀ هفتاد روزنامه به چاپ رسیده است.

اصفهان نصف جهان

Golvagiah.com

سایت گل و گیاه

کلیه حقوق وب سایت نزد دانشنامه گل و گیاه محفوظ است.