کاخ هشت بهشت اصفهان

کاخ هشت بهشت اصفهان

کاخ هشت بهشت در مجموعه دولتخانه صفوی و به صورت کوشکی در میان باغ بلبل اصفهان، همزمان با آغازین سالهای حکومت شاه سلیمان صفوی بنا گردید.

وجه تسمیه این کاخ با عنوان هشت بهشت را می توان با چند شاخصه ی مهم مرتبط دانست که یکی کاربرد ساختار هشت ضلعی در قسمت های مختلف بنا از جمله اتاق ها، هشتی ها، ستون ها، و حوض تالار مرکزی می باشد و دیگری استفاده از تزیینات نفیس و معماری متنوعی است که این کاخ را از دیگر بناها متمایز ساخته و آن را به عنوان فضایی بهشت گونه یا ورودی و طبقه هشتم بهشت مطرح می سازد. بنای مذکور که در دو طبقه ساخته شده با فضاسازی ها و امکانات مناسب و داشتن بیش از بیست اتاق متفاوت (که به صورت قرینه محوری و با تزئینات متفاوت در سقف بنا شده) در ان عصر به منظور استراحت و تفریح خانواده شاهی و شاهزادگان صفوی مورد استفاده بوده است.

از جمله زیبایی های کاخ مزبور عبارتند از: ساختار تالار مرکزی که شامل: طاق چشمه ای مزین به نورگیر همراه با تزئینات آینه کاری و کاربندی های از نوع مقرنس جلو آمده در سقف، همچنین وجود حوض های سه گانه به نام های مروارید یا چهل چشمه، مرمر و حوض کاشی، ایوان های چهارگوشه بنا با تزئیناتی از نقاشی دیواری، ستون ها و سقف های گره چینی شده، همچنین کاربندی های مجلل و آیینه کاری های محدب از جمله جاذبه های این مجموعه هستند.

از دیگر  فضاهای قابل ذکر این کاخ ، اتاق طلاکاری شده ای است که در ضلع شمال غربی طبقه ی دوم قرار دارد.

کاخ مزبور در نمای بیرونی نیز دارای تزئینات نفیسی از کاشی کاری می باشد که با مضامینی از داستان های خیالی و تمثیلی و صحنه هایی از شکار جلوه گر گشته اند. با این وصف در منابع این کاخ با عنوان هشت در بهشت نیز خوانده می شود.

 و اما بسیاری از عرفا کوشیده اند اوصاف مادی بهشت را معنوی تأویل کنند و در نتیجه، بهشت و دوزخ را جنبه غیر مادی بدهند و گاه آن را در وجود آدمی منعکس ببینند.

عزیزالدین نسفی سه گونه بهشت قایل است: «یکی بهشتی که آدم و حوا در آن بودند و دیگر، بهشتی که پس از این نیکوکاران به آن راه خواهند یافت و قصه آن معروف است. حالیا به نقد، در ما نیز بهشت و دوزخی هست و آدم و حوایی. این بهشت و دوزخ درهایی دارند. اقوال و افعال پسندیده، درهای بهشتو افعال و اقوال ناپسندیده و اخلاق ذمیمه، درهای دوزخ اند. بهشت و دوزخ هم در چشم ابلهان و عاقلان و عاشقان متفاوت اند. درهای دوزخ هفت است و درهای بهشت هشت. 

مشاعر آدمی هم هشت است: پنج حس ظاهر، به علاوه خیال و وهم و عقل. اگر عقل همراه این هفت نباشد و آنها بی فرمان عقل کار کنند می شوند هفت در دوزخ.» و آنگاه نتیجه می گیرد که جمله ی آدمیان را اول گذر بر دوزخ خواهد بود و آنگاه به بهشت وارد خواهند شد و بعضی در دوزخ می مانند و از آن نمی توانند گذشت. خواجه نصیر اما گوید: بهشت حقیقی بیش از یکی نیست و آن، ثواب ابدی و کمال سرمدی و وجود نامتناهی ست و معنی همه اینها عبارت است از رسیدن به خدا، به همه ی وجوه. 

از در خویش خدا را به بهشتم مفرست

که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس

منابع:

۱-      یاحقی، محمد جعفر. ۱۳۸۸٫ فرهنگ اساطیر و داستان واره ها. چاپ اول. ناشر: فرهنگ معاصر.

۲-      تابلوی راهنمای سازمان میراث فرهنگی نصب شده در ورودی کاخ هشت بهشت

اصفهان نصف جهان Golvagiah.com سایت گل و گیاه

کلیه حقوق وب سایت نزد دانشنامه گل و گیاه محفوظ است.